nobaveh.center
۱۳شهریور, ۱۳۹۷

خاطره بسیار زیبای آوا

توسط: | برچسب ها: , , , , , , , , , , ,

خاطره بسیار زیبای آوا سلام دوستان این خاطره من اونقدر شیرینه که دوست دارم همه بدونن و بخونن من بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدم. خیلی برام سنگین بود چون سنم کم بود یعنی ۱۸ سالم بود که ازدواج کردم. تازه با شوهر و زندگی و خانواده شوهر آشنا نشده بودم که اینم اضافه شد. اولش تصمیم گرفتم بچمو بندازم. با شوهرم صحبت کردم و اونم قبول کرد. از اینترنت اسم خانم نامنی رو پیدا کردم و بهش زنگ زدم و جریان رو گفتم. ایشون گفت باشه بشرطی که […]
ادامه مطلب